براستی این دوستی چیست که طی قرن های متمادی از آن سخن رانده شده و در مکالمه های روزانه از آن  بصورت دائم استفاده می شودتعاريف ان در ديدگاههاي مختلف چگونه است ؟

چه عواملي منجربه يك دوستي موفقيت اميز و پايدار ميشود افتهاي ان كدامند ؟

ايا ميشود با اگاهي از اين مطالب يك دوستي خوب و شيرين و پايدار ايجاد كرد؟

.  دوستی شاید یکی از نادرترین پدیده ها است که پس از آزمون ها و فراز و نشیب های زندگی، هنوز با توانمندی پا بر جا مانده است.  هنگامی که شخصی می خواهد عشق و محبت و عاطفه ی خود را به دیگری ابراز دارد به او می گوید «دوستت دارم». 
جالب است که در زبان اروپــایی همـانند انگلیسی و آلمــانی از واژه  دوستی برای اظهــار عشـق (

Love  vs. Friend) استفاده نمی شود.
این شاید نشان دهنده ی این است که فرهنگ ایرانی ما ارزش و مرتبت خاصی بر روی دوستی گذاشته است.  براستی دلیل این که دوستی ها بیش از روابط دیگر چون روابط تجاری و حتی روابط زناشویی پا برجا می ماند چیست؟  چرا وقتی یک زن و شوهر می خواهند از عمیق بودن رابطه ی خود خبر بدهند می گویند که ما با هم «دوستان خوبی هستیم»؟
انسان ها بطور کلی نیازهای مختلفی از جمله نیازهای فیزیکی، اجتماعی، امنیتی و غیره دارند.  هرچه وابستگی به این نیازها معتدل تر باشد، زندگی آرامتر و آسایش درونی بیشتر می شود.  در روابط دوستی که یکی از نیازهای اجتماعی بشری است، اگر بجای وابستگی دوستی به همبستگی برسیم،  دوستی ما پایدارتر و استوارتر خواهد بود.
بجای اینکه برای این نیازها زندگی کنیم، با این نیازها زندگی بکنیم.
بجای اینکه برای تو باشم، با تو باشم.   زمانی که برای تو هستم، یک وظیفه در من بوجود می آید که باید حتماً به این وظیفه علیرغم خواسته خود انجام وظیفه کنم  و این وظایف در شخص مقابل من انتظاراتی را بوجود می آورد که که اگر به آنها پاسخ مثبت داده نشود، باعث رنجش و حتی سست شدن دوستی می شود.  اما وقتی با تو هستم خودم را جزئی از تو می دانم و من و تو بقول حمید مصدق «ما» می شویم  و کاری که برای تو انجام داده ام در حقیقت برای خودم انجام داده ام.
انسان ها تعاریف مختلفی از دوستی دارند که از تجارب خود از  دوستی های متعدد به دست آورده اند.  برای برخی پایه ی دوستی بر اساس اعتماد و احترام متقابل و برای برخی دیگر پایه دوستی بر اساس عشق و محبت است.
پیدا کردن دوست به مراتب آسان تر از نگهداری و پایداری دوستی است.  زیرا برای پایداری و ماندگاری دوست، باید سعی و کوشش در پرورش و بهبودی آن کرد.
رابطه ی دوستی نمی تواند پایدار بماند، اگر این جد و جهد دو طرفه نباشد و فقط یک طرف بخواهد بار دوستی را بدوش بکشد.
دوست واقعی کسی است که چراغی در درون دوستش روشن کرده، استعدادها و توانمندی هایش را شناسایی کرده، باعث شود که او آن ها را از حالت خفته و رکود به نیروی فعال و پرباری تبدیل کند.  از طرف دیگر، کمبودها و کاستی های دوستش را با انتقادی سازنده و بدون غرض گوشزد کند تا به رفع آنها کوشا باشد.
دوست کسی است که همتای  خود را در هنگام ناراحتی و افسردگی به وجد و خوشحالی بکشاند و در شادی او شریک باشد.
در اغلب اوقات دوست واقعی قلب ما را مملو از عشق و شادی کرده و به ما آن چنان اعتماد و حرمت نفسی می دهد که بتوانیم در مسیر زندگی، انسان های شاد و خلاقی باشیم.
یادمان باشد که در دانشگاه، در هنگام دو ره دانشجویی، گرفتاری های درسی خود را ابتدا با دوستان هم دانشگاهی مطرح می کردیم تا با استاد خود.
در سن نوجوانی اغلب موضوعات عاطفی و خصوصی خود را با دوستان خود در میان می گذاشتیم تا با والدین خود، زیرا که خود را به دوستان بمراتب نزدیکتر احساس می کردیم و می دانستیم که آنها بدون حالت پرخاش گرایانه یا مدبرانه دست یاری  بسوی ما دراز می کنند. 
دوستان منابع واقعی انرژی ما هستند که با قلبی استوار و جسور در پشت سر ما ایستاده اند.  بدون دوست، احساس امنیت، کار مشکلی است.
ما ممکن است شجاع نباشیم ،ولی رفاقت و دوستی این شجاعت را در ما بوجود می آورد.  دوستی به ما یاری می دهد تا خود را از مشکلات برهانیم.  دوستان مشکلات ما را مشکلات خود می دانند.
بین دو دوست، مسئله برد و باخت وجود ندارد.  مسئله برد و برد و یا باخت و باخت وجود دارد.  برد هر کدام، برد دیگری است و باخت هر کدام باخت دیگری خواهد بود.
دوستان واقعی جزء اولین کسانی هستند که در لحظات موفقیت ما، بدون هیچگونه چشمداشت و بخل و حسدی اشک شادی در چشمانشان جمع می شود و دست ما را با افتخار هر چه تمامتر برای تبریک و تهنیت می فشارند.
اولین دوست واقعی هر شخص، دوستی با خود است.  انسان تا دوست خوبی برای خود نباشد نمی تواند دوست خوبی برای دیگران باشد.  ما از همه بیشتر با خودمان وقت می گذاریم.  سئوال این است که آیا گذراندن این همه وقت ما را در شناسائی به خود کمک کرده است؟  آیا به راستی برای شناسائی از خود این سئوال های را کرده ایم که:
1- آیا شخص مثبتی هستم که بتوانم با مشکلات زنگی با دیدگاهی خوش بینانه برخورد کنم؟
2- آیا شنونده خوبی هستم و از قاعده ای که «چون دو گوش دارم و یک دهان، پس دو برابر شنوا باشم   تا گوینده» پیروی می کنم؟
3- آیا استعدادهای خود را شناسایی کرده ام تا بتوانم در روند بهزیستی از آنها بهره مند شوم؟
4- آیا لحظات بیکاری و آزاد خود را به بطالت نمی گذرانم و از وقت خود به بهترین وجهی برای خودسازی و خود شناسایی استفاده می کنم؟
5- آیا از خودم راضی هستم و اگر جواب منفی است چرا؟  آیا بجای سرزنش و فرار از خود، با دید مهربانانه و بزرگ منشانه، در پی علت و چاره جویی هستم؟
برای این که دوست خوبی باشیم باید چیزی برای عرضه کردن داشته باشیم.  اگر اساس دوستی بر روی داد و ستد معنوی نباشد، یکنواخت و خسته کنند می شود.  پس بیاموزیم و آموزگار دوستان باشیم.
دوستان را بیهوده از خود نرنجانیم.   گاهی اوقات با سخنان خود خواسته یا ناخواسته قلب دوستان را جریحه دار نکنیم و به احساسات آن ها لطمه وارد نیاوریم.
سخن انسان همانند سنگی است که به دریا پرتاب می شود و دیگر نمی شود آن را برگرداند،  پس چه بهتر که قبل از آغاز هر سخن درباره ی آن فکر و اندیشه کنیم.
در حالی که باید مشوق خوبی برای دوستان باشیم از تعریف و تمجید های گزافه گویانه و غیر واقعی بپرهیزیم.  این نوع تعریف و تمجید ها نه تنها به دوستان کمک نمی کند، بلکه آن ها را از واقعیت زندگی گمراه می سازد، نسبت به عقاید خود صادق باشیم بدون این که خواست تحمیل آن ها را به دیگران داشته باشیم.
هنر تفاهم در این است که بتوان خود را در جای دیگری قرار داد و از دید او به مشکلاتش پی برد.
از بحث و جدل خودداری کنیم.  اگر دوستی بر سر عقاید خود ایستاده و از خود انعطاف نشان نمی دهد، با بحث و جدل سعی در عوض کردن عقیده او نداشته باشیم. 
از غیبت درباره ی دوستان خودداری کنیم.  از آن جایی که شخصیت و منزلت دوست شما رابطه ی تنگاتنگی با منزلت و شخصیت شما خواهد داشت، هرگونه وارد کردن خللی به شخصیت او، شخصیت شما را هم در بر می گیرد.
ما می توانیم دوستان متعددی داشته باشیم، هر کدام از آن ها می توانند جوابگوی بخشی از علاقه ها و سلیقه های ما باشند.  یک دوست لزوماً نباید بار تمام علائق و خواسته های ما را به دوش بکشد.
از دوست به یادگار دردی دارم
کاین درد به صد هزار درمان ندهم.

دوستی

دوست شما همان دعای شماست که مستجاب شده است.
مزرعهء شماست که در آن با عشق دانه می کارید و با شکر درو می کنید.سفرهء طعام و شعلهء آتشدان شماست.زیرا با گرسنگی نزد او می آیید و در کنارش آرامش می جویید.
در اقلیم دوستی همهء اندیشه ها –همهء آرزوها و انتظارات بی هیچ کلمه ای به دنیا می آیند و میان دو دوست تقسیم می شوند.
و بگذار بهترین بخش هستی تو از آن دوستت باشد.
اگر او دریای وجودت را هنگام جزر آب دیده است بگذار در مد آب نیز آن را تجربه کند.
و بگذار که در پیوند شیرین دوستی خنده و شادی باشد و شریک شدن در لذتهای یکدیگر.

 

 

 

 

دراين قسمت از مقاله خودم تصميم گرفتم به كتب اسلامي تاريخي سري بزنم و مقوله دوستي را از اين زاويه نيز البته در وسع اين چند صفحه برسي كنم و در اين بين سخنان زيبا و پر معنا ي  حضرت علي(ع) نظرم را جلب كرد كه قسمتها و گزيدههايي از اين سخنان را در زير اورده ام:

 

دوستی در کلام علی(ع)

اهمیّت دوستی

دوستی [مایه] برکت است.

.با دوستی، محبت و مهربانی به وجود می‏آید.

دوستی، خویشاوندی است.

دوستی نزدیک‏ترین خویشاوندی است.

با مردم دوستی کردن، اوج خردمندی است.

.دوستی، گرایش دل‏ها به یکدیگر و انس گرفتن روح‏ها به همدیگر است.

دوستی کردن، نیمی از خردمندی است.

برترین خصلت‏ها، رعایت دوستی است

کسی که دوستی را آغاز کند، برای منّت گذاشتن سزاوارترین است.

.هر کس قومی را دوست بدارد، در قیامت با آنها محشور می‏شود.

بهترین گزینش، دوستی با نیکان است.

با كمي تعمل در سطرهاي بالا ميتوان به اين مطلب كه دوستي چقدر سودمند و حساس است پي برد.

ارزش و جایگاه دوست

کسی که دوستی ندارد[مثل آنست که]، سرمایه ندارد.

دوست انسانی است که او خودِ توست، الا اینکه غیر تو است [تعبیر دیگر دوستان جان همدیگرند].

از جمله نعمت‏ها، دوست صادق است.

از دست دادن دوستان، غربت است.

غریب کسی است که دوست ندارد.

دوست، نزدیک‏ترین خویشاوندان است.

دوست بهترین سرمایه و پشت گرمی و پاینده‏ترین مودت‏هاست.

برترین سرمایه ... دوست پاکیزه و خوب است.

دوست انسان، نشان دهنده میزان عقل اوست.

ویژگیهای دوست خوب

.دوست واقعی کسی است که باطن او صاف و سالم باشد.

واقعی از دوستی بر نمی‏گردد، هر چند به او جفا شود.

دوست واقعی کسی است که در مورد عیب‏ات تو را نصیحت کند و در پشت سرت مواظب تو باشد و تو را بر خود مقدم بدارد.

دوست واقعی کسی است که از ظلم و دشمنی انسان را باز دارد و در احسان و نیکی یاور و کمک کار او باشد.

کسی که تو را به عیبت بینا سازد و در غیاب تو مواظبت باشد، او دوست توست، حفظش کن.

.در تنگی و سختی ارزش دوستی آشکار می‏شود.

كسي که نسبت به تو تملّق نمی‏کند و بدون اینکه به گوش تو برساند ستایش‏ات بگوید، تو را دوست دارد.

دوستانت دانایان و بردباران‏اند.

.بهترین دوست تو کسی است که تو را به آخرت علاقمند سازد و نسبت به دنیا بی رغبت کند و تو را در اطاعت از خداوند یاری کند.

کسی که تو را به سرای آخرت بخواند و تو را در عمل کردن برای آخرت یاری کند، دوست مهربان و خوبی است.

هر که عیب تو را برایت آشکار سازد، دوست تو است.

هر کس که برای تو غمخواری کند، دوست تو است.

بهترین دوستان کسی است که در اطاعت [از خداوند[ کمک کار باشد.

هر که با خردمندان دوستی کند، با وقار می‏شود (وقار ثمره دوستی با خردمندان است).

ویژگیهای دوستی نامناسب و آثار آن

.بدترین دوستان کسی است که زود تغییر پیدا کند (یعنی در دوستی ثبات نداشته باشد).

دوست بد، پاره‏ای از آتش است.

.بدترین دوستْ، انسان زود رنج است.

از دوستی با دروغگو دوری کن؛ زیرا او دور را در نگاهت نزدیک و نزدیک را دور می‏نمایاند.

از دوستی با کسی که تو را غافل ساخته، فریب می‏دهد پرهیز کن زیرا او سرانجام تو را خوار ساخته، نابود می‏کند.

سزاوارترین مردم برای دوری... دوست فریب‏کار است.

انسان حسود، دوست بدی است.

كسي که همت والا ندارد، با او دوستی نکن.

دوستی با افراد بد، سبب پیدایش بدبینی نسبت به نیکان است.

.هر کس که با بدان دوستی کند، سلامت نمی‏ماند.

.نادان بدترین کسی است که با او دوستی می‏کنی.

اگر جویای سلامتی، از دوستی با نادان پرهیز کن.

از دوستی با احمق و کم خرد پرهیز کن؛ چون او می‏خواهد به تو سود برساند ولی بر اثر نادانی زیان می‏رساند.

دوستی دنیا و آثار آن

بزرگترین اشتباه، دوستی دنیاست.

حبّ دنیا باعث بدبختی است.

کسی که دیدار پروردگار عالم را دوست دارد، از دنیا دوستی، پرهیز می‏کند.

.اگر خدا را دوست دارید، محبت دنیا از دل‏هایتان بیرون کنید.

کسی که در دل خود محبّت دنیا را جای داده است، چگونه ادعای دوستی خدا دارد؟

.همانگونه خورشید و شب با همدیگر جمع نمی‏شوند، همینطور دوستی خدا، با دوستی دنیا در یک جا جمع نمی‏شود.

و دوستی دنیا، اساس همه خطاهاست.

.دوستی دنیا، سبب طمع‏ورزی می‏شود.

بدترین غصه‏ها و سختیها، دنیا دوستی است.

تقوا بر قلبی که شیفته دنیاست، حرام است (قلبی که شیفته دنیاست از تقوا محروم است).

.در پی دنیادوستی، گوش‏ها از شنیدن حکمت و اندرز، و دل‏ها از دیدن نور بصیرت محروم شده است.

دوستی‏های پایدار و ناپایدار

دوستی اهلِ‏آخرت، پایدار است.

دوستی کسانی که به انگیره‏های دنیوی با هم دوست شده‏اند، از بین می‏رود.

ناپایدارترین دوستی‏ها، دوستی افراد شرور است.

.هر کسی که تو را برای چیزی دوست بدارد، به محض پایان یافتن آن از تو روی بر می‏گرداند.

دوستی افراد دین‏دار، دیرتر از بین می‏رود و ثبات و بقایش بیشتر است.

دوستی افراد کم خرد و احمق مانند آتش است که اجزایش همدیگر را می‏سوزاند و از بین می‏برد.

.دوستی نادان همانند سراب به سرعت از بین می‏رود و مانند مه به سرعت نابود می‏شود.

دوستی افراد جاهل ثبات ندارد و زود از بین می‏رود.

دوستی عوام مثل ابر زود از بین می‏رود، همان گونه که سراب زود از بین می‏رود.

دوستی دنیاپرستان، با از بین رفتن اسباب و عوامل آن از بین می‏رود.

با بی‏انصافی دوستی دوام پیدا نمی‏کند.

.دوستی برادران دینی پایدارتر است.

 

ضرورت میانه‏روی در دوستی

حضرت علی(ع) درباره حد و اندازه دوستی و دشمنی می‏فرمایند: دوست خود را در حد اعتدال دوست بدار؛ چرا که ممکن است روزی دشمن تو شود و همین طور در دشمنی با دشمنت میانه‏رو باش؛ زیرا امکان دارد که روزی دوست تو شود. پس نه در دوستی افراط کنید و تمام اسرار زندگی‏تان را در اختیار دوست قرار دهید، که اگر روزی دشمن شما شد برای شما مشکل ایجاد نشود و نه در دشمنی افراط کنید که اگر روزی دشمنی شما به دوستی تبدیل شد از کرده خود شرمنده شود.

دوستان و دشمنان انسان

علی بن‏ابیطالب(ع) در یکی از سخنان نورانی شان دوستان و دشمنان انسان را این گونه توصیف می‏کنند: دوستان و دشمنان تو هر یک سه دسته‏اند. دوستانت عبارتند از: دوستِ‏دوستت و دشمن‏دشمنت اما دشمنان تو عبارتند از: دشمن دوستت و دوست دشمنت.

حقوق دوستان

حضرت علی(ع) در وصیّتی به امام حسن(ع) حقوق دوستان را این گونه می‏شمارد: وقتی که دوست و برادر دینی‏ات با تو قطع رابطه کرد، تو پیوند دوستی با او بر قرار کن؛ اگر او روی برگرداند تو مهربانی کن؛ اگر او بخل ورزید تو بذل و بخشش کن؛ وقتی او دوری می‏کند، تو به او نزدیک شو؛ چون او سخت گرفت، تو آسان بگیر؛ وقتی گناهی و تقصیری از او سر زد، تو عذر او را بپذیر. مبادا این رهنمودها را در مورد غیر دوستانت و کسانی که شایستگی ندارند، به کار ببندی. هرگز دشمنِ‏دوستت را به دوستی انتخاب نکن؛ چرا که با این کار، با دوستت دشمنی کرده‏ای. در پند دادن به دوست خود، چه خوب باشد یا بد، کوتاهی مکن. خشم خود را کنترل کن؛ چرا که این کاری پایانی نیک و شیرین دارد. با کسی که با تو به تندی و خشونت رفتار کرد، با نرمی و مدارا رفتار کن؛ زیرا این کار او را نرم خواهد ساخت اگر خواستی پیوند دوستی را قطع کنی، به طور کلی آن را قطع نکن تا اگر خواست دوستان با تو دوست شود، زمینه‏ای برای این کار فراهم باشد... .

 

منابع :

·        سایت اینترنتی حوزه گلبرگ

·        سایت اینترنتی پیام آشنا