مراحل پیشرفت و رشد کلامی کودکان


یکی از سوالاتی که اغلب والدین از روانشناسان کودک می‌پرسند درباره زمان صحبت کردن کودک است. مثلا می‌پرسند فرزندم یکی دو سال دارد و این تعداد کلمات را بیان می‌کند، آیا این وضعیت خوب است یا نگران‌کننده. اینکه رشد کلامی در کودکان چطور شروع می‌شود و پیشرفت می‌کند و در چه شرایطی نرمال و چه زمانی نیاز به بررسی دارد، موضوعی است که در ادامه به آن اشاره می‌شود.
مراحل رشد کلامی در کودکان/ در هر سنی بچه‌ها چه می‌گویند؟
یکی از سوالاتی که اغلب والدین از روانشناسان کودک می‌پرسند درباره زمان صحبت کردن کودک است. مثلا می‌پرسند فرزندم یکی دو سال دارد و این تعداد کلمات را بیان می‌کند، آیا این وضعیت خوب است یا نگران‌کننده. اینکه رشد کلامی در کودکان چطور شروع می‌شود و پیشرفت می‌کند و در چه شرایطی نرمال و چه زمانی نیاز به بررسی دارد، موضوعی است که در ادامه به آن اشاره می‌شود.

 

* در هر سنی بچه‌ها چه می‌گویند؟

چهارماهگی
معمولا کودکان حدود 4 ماهگی شروع به قان و قون کرده و صداها و آواهایی را تولید می‌کنند که البته مفهوم خاصی ندارد. از حدود سن شش تا هفت ماهگی به تدریج این آواها آهنگین شده و مادر و پدر احساس می‌کنند فرزندشان چیزهایی را می‌گوید ولی صرفا آوایی است که تولید می‌شود و معطوف به کلمه خاصی نیست و معنایی ندارد.

9 ماهگی
اولین کلماتی که کودک بیان می‌کند، حدود 9 تا 10 ماهگی است. البته ممکن است که کلمه را ادا کند ولی معنای آن نداند. مثلا کلمه «ما ما» یا «با با» را تکرار می‌کند ولی هنوز دقیقا نمی‌داند معنای آن چیست. به این مرحله گفتار «کلمات کاذب» گفته می‌شود.

12 ماهگی (یک سالگی)
بعد از این مرحله حدود سن یک سالگی، کودک به‌تدریج کلمات معنادار و قابل فهم را بیان می‌کند. یعنی وقتی «مامان» و «بابا» را می‌خواهد یا «تشنه» است، شروع به بیان کلمات «ماما»، «بابا» و «آب» می‌کند. در این سن کلماتی که کودک به زبان می‌آورد، معطوف به شیء یا فرد خاصی است و او مفهوم کلماتی که  ادا می‌کند را می‌داند. انتظار بر این است که کودک بین یک تا یک‌ونیم سالگی، تعداد کلمات رایجی را بتوانند بیان کنند. مثل «ماما»، «بابا»، «آب»، «توپ» و...،. البته تفاوت بین کودکان بسیار زیاد است و در این سن می‌توانند حدودا بین 5 تا 30 کلمه (کلمات بامفهوم) را به کار ببرد و بیان کند.

18 تا 24 ماهگی (یک‌ونیم تا دو سالگی)
حدود سن بین یک و نیم تا 2 سالگی کودک شروع به استفاده از افعال می‌کند. قبل از این سن، اسم‌ها را بیان می‌کرد مثل «توپ، مامان، بابا و...» ولی در این سن افعال را نیز به کار می‌برد؛ «بده»، «بگیر»، «برو» و... به تدریج بر دایره لغات کودک افزوده می‌شود و افعال بیشتری را حین صحبت به زبان می‌آورد. البته والدین باید توجه داشته باشند ممکن است کودک حروفی مثل «د، ک، خ و...» را که تلفظش برایش سخت است نگوید ولی بعد از دو سالگی شروع به تلفظ کلماتی که دارای این حروف هستند، کند. ضمن اینکه از دو سالگی به بعد کودکان شروع به جمله‌سازی می‌کنند و تعداد کلماتی که در جمله به کار می‌برند، افزایش می‌دهند. در سه سالگی، قیدها و حروف اضافه و صفاتی مثل «رنگ، اندازه و...» در جمله‌سازی به کار می‌برند.

** ذکر این نکته ضروری است که این آمارها تقریبی و نسبی بوده و نمی‌توان به همه کودکان تعمیم داد و گفت مراحل رشد کلامی همه کودکان باید در سن یک سالگی به یک شکل باشد.

چه زمانی باید نگران بود؟
اگر احساس می‌کنید از نظر رشد کلامی، کودکتان نسبت به همسن و سالان خود کمی عقب‌تر است سریع نگران نشوید و دلشوره پیدا نکنید اما اگر تاخیر کلامی زیاد است حتما با یک گفتاردرمانگر دراین خصوص مشورت بگیرید. به عبارتی، اگر بین لغاتی که کودکتان به کار می‌برد، با سن او تفاوت زیادی دارد، جای نگرانی است. به عنوان مثال، اگر کودک 8-7 ماهه‌ای دارید ولی آواهای آهنگین را تولید و کلمات نامهفوم را هم ادا نمی‌کند یا کودکتان یک سال دارد، اما هنوز شروع به ادای کلمه خاصی نکرده باید این مساله را پیگیری کنید. در این شرایط لازم است که به یک کارشناس گفتاردرمانی مراجعه کرده تا رشد کلامی کودک ارزیابی شود. البته معنی این حرف این نیست که قطعا کودکتان دچار مشکل است. پس از ارزیابی این مساله مشخص می‌شود و اگر نیاز به کمک و حمایت باشد، اطلاعات لازم به شما داده خواهد شد گاهی لازم است سریع اقدام‌هایی صورت بگیرد تا این تاخیر رشدی، آسیب‌هایی را از لحاظ رشد ذهنی در کودک ایجاد نکند و از یکسری تحلیل‌هایی که ممکن است به دلیل تاخیر رشد کلامی اتفاق بیفتد، جلوگیری شود. در برخی موارد شاید اقدام خاصی لازم نباشد و و فقط باید کمی صبور باشید تا فرزندتان شروع به بیان کلمات کند.
-
یادداشتی از پریسا قیاسی، روان‌شناس کودک و مشاور فرزندپروریژ
منبع: سلامانه
کلمات کليدی: مراحل رشد،مراحل رشد کلامی،در کودکان

بازی های تقویت ذهن

مانی که به ذهن‌ورزی می‌اندیشیم، فکر کردن، به آرامش دست یافتن، خود را حس کردن، اجازه‌ی شکوفایی به تخیلات دادن، احساسِ راحتی کردن و تداعی‌های بسیار دیگری به یادمان می‌افتد.
بازی‌هایِ ذهن‌ورزی برای کودکان

زیرعنوان: بازی‌هایی برای تحریکِ احساس و تقویت نیروی تمرکز
ذهن‌ورزی در دوران اخیر به واژه‌ای کاربردی بدل گشته است. زمانی که به ذهن‌ورزی می‌اندیشیم، فکر کردن، به آرامش دست یافتن، خود را حس کردن، اجازه‌ی شکوفایی به تخیلات دادن، احساسِ راحتی کردن و تداعی‌های بسیار دیگری به یادمان می‌افتد. واژه ذهن‌ورزی (1) ریشه لاتین دارد که به معنای فکر کردن و تفکر و مشاهده متفکرانه است. فشار روحانی، بی‌قراری، نبود استراحت و خستگی، باعث می‌شود انسان از خود بیگانه شود. انسان از راه ذهن‌ورزی به خود، افکار، آرزوها و نیازهایش، زمانی را اختصاص می‌دهد. او به خود و دیگران می‌اندیشد، راه‌حل‌هایی برای مشکلاتش پیدا می‌کند و دوباره به خود می‌آید. کودکان نیز حس کردن بدن خود را از راه تفکّر فرا می‌گیرند. آن‌ها حواس خویش را به کار می‌گیرند، می‌توانند خود و محیط اطرافشان را بهتر درک کنند، دوباره به آرامش و آسودگی دست یابند و در نهایت متعادل‌تر شوند. از این رو، باید همواره تمرین‌های فکری کوچک در کودکستان‌ها عرضه شود. در اینجا نیز نظم و ترتیب، کامیابی آرزو شده را به ارمغان می‌آورند. کودکان قبل یا بعد از پیشنهادهای منظم شده، به انجام تمرین‌های فکری، به توانایی احساس بهتر دست می‌یابند.

ادامه نوشته

بازی بچه های اتیسم


بازی های متفاوتِ کودکان اوتیستیک

بازی برای یک کودک هدفی جز خود بازی ندارد؛ او برای رسیدن به چیزی یا هدفی بازی نمی‌کند، بلکه صرفاً لذت بردن از این کنش غیر اجباری مد نظرش است. درواقع بازی کنش و فعالیتی است که برعکس فعالیت کار، به دنبال یک هدف بیرونی مثل کسب درآمد یا رسیدن به اهداف خاص نیست. این فعالیت ذاتی و خود انگیخته، بر بسیاری از جنبه‌های رشد از قبیل رشد حرکتی، رشد شناختی، رشد اجتماعی و حتی رشد اخلاقی کودک تأثیر دارد. این تعاریف مدخلی است برای ورود به بحث بازی برای کودکان دارای اختلالات طیف اوتیسم.
-

متأسفانه والدین کودکان دارای این اختلال از زمانی که متوجه می‌شوند کودک شان دارای چنین مشکلی است، البته در صورت مساعد بودن شرایط مالی، کودکان خود را به انواع و اقسام درمان‌ها متصل می‌کنند و بهبود آن را در ساعات زیادی که صرف رفتن به کلینیک‌ها و انجمن‌ها می‌شود می‌بینند؛ به نوعی والدین تصور می‌کنند که هر چه بیشتر به کلینیک‌ها مراجعه کنند و کودک خود را تحت رویکردهای درمانی بیشتری قرار دهند، هم وظیفه خود را کاملاً انجام داده‌اند و آسودگی وجدانشان را تأمین کرده‌اند و هم اینکه چنین رفتاری در بهبود هر چه سریعتر فرزندشان بیشترتأثیر دارد.

ادامه نوشته