تاريخ : شنبه 4 اردیبهشت1389 | 10:51 قبل از ظهر | نویسنده : کاظم رضایی
با به ياد آوردن مدرسه، کودکان به ياد نيمکت هاي سخت، نمره هاي دوست نداشتني و امتحان مي افتند. اما روش ساده مونتسوري خلاف اين روش آموزشي است که ما با آن بزرگ شده ايم، از رياضيات حرص خورده ايم، از انشا نمره نياورده ايم و از علوم تجربي سر درنياورده ايم، اين روش اتفاقي هر چند ساده اما قابل تجربه است که باعث مي شود کودکان آينده پرانرژي تر، سلامت تر و بااعتمادبه نفس تر از ما باشند.

    1- کودک فعال است نه منفعل و ساکن. کودک کنجکاو و عاشق دانستن است، عاشق گشتن و يافتن نه علاقه مند به نشستن و يادگيري ساده. کودک بايد ببيند، تجربه کند، لمس کند تا بياموزد زيرا خميرمايه وجودش از آنچه در دنياي اطرافش مي بيند دارد شکل مي گيرد و اگر او را در اتاقي کوچک حبس کنيم و بخواهيم تجربه هايمان را روي تخته سياه برايش توضيح دهيم در حق او ظلم کرده ايم. شکل گيري هر چه غني تر و بهتر شخصيت کودک خصوصاً در سال هاي اول دبستان در دست ما است. بايد جهان اطراف او را در چارچوب مدرسه به بهترين و شادي بخش ترين روش ممکن به او نشان دهيم. بايد رغبت به دانستن را در وجودش بيدار کنيم و بگذاريم هر لحظه آنچه که دوست دارد بياموزد و نه بيشتر.
      2- متد و روش آموزشي «ماريا مونتسوري» روش سخت، غيرقابل تجربه کردن يا بيهوده يي نيست. گرچه اين متد 100 سال پيش به صورت تجربه يي در ايتاليا مورد استفاده قرار گرفت، اما هنوز هم سال ها از روش سخت، غيرقابل انعطاف و معمولي مدرسه هاي امروز جلوتر است.
    ماريو مونتسوري فيزيکدان و انسان شناس بود و اولين بار کتابي به اسم «انسان شناسي فني» درباره کودکان داراي نقص مغزي و ذهني منتشر کرد و بعدتر تحقيق درباره روش هاي آموزشي و تربيت روي کودکان دارالتاديب رم بود که او را به شهرت رساند.
 3- کتاب روش «مونتسوري» در حقيقت پايه گذار روش هاي تربيتي نو در قرن بيستم و بيست و يکم است. اينکه چطور محتواي علمي و آموزشي کتاب ها را هم به صورت دقيق و جامع و هم به صورت آسان طوري تنظيم کنيم که کودکان مورد آموزش هم علاقه مند و هم کنجکاو باقي بمانند، اينکه چطور با کمک اندازه گيري هاي ساده، آزمايش، تکرار تجربه ها و تمرين هايي که به بازي شبيه است درس هاي سختي مثل رياضي را عملي و دوست داشتني کنيم، اينکه فعاليت کودک، ميل به حرکت و شادي کودک را که جزيي انکارناپذير در زندگي اوست فراموش نکنيم و به اين حرکت و انرژي هدف بدهيم، همه روش هاي خانم مونتسوري در تربيت کودکان بوده است. اتفاقي که ما امروز گاهي به ندرت در مدارس سطح بالا، کودکستان هاي خاص يا محل هاي يادگيري غيرانتفاعي، آن هم به صورت محدود تجربه مي کنيم.
 4- مونتسوري ثابت مي کند در زندگي خصوصاً در اولين سال هاي يادگيري يعني بين 3 تا 10 سالگي، کودک اشتياقي فراوان به يادگيري و تجربه دنياي اطرافش دارد و اگر معلم باتجربه و البته دوره ديده يي بتواند اين انرژي و ميل را به راه درست بکشاند و گوهره وجود کودکش را درک کند، علاقه و اشتياق کودک چند برابر خواهد شد و راندمان آموزشي اش به طرز غيرقابل باوري افزايش خواهد يافت. از نظر يک معلم باتجربه، کودکان از نظر يادگيري با بزرگسالان تفاوت چنداني ندارند. آنها درست عين ما هويت و شخصيت منحصر به فرد خودشان، علايق خاص، هوش خاص و توانايي خاص دارند و اگر معلم بتواند اين هوش و علاقه را تشخيص دهد، مثل نهالي که بر پايه هاي محکم استوار است، رشد خواهند کرد.
  5- شخصيت کودک در سال هاي اوليه تولد تا حدود شش، هفت سالگي تظاهر و تکامل مي يابد. کودک در هفت سالگي مي داند به هنر علاقه مند است يا رياضي. اهل ورزش است يا بازي هاي فکري فقط نمي تواند اين موضوع را براي ما تعريف کند. رضايت و سلامت ذهن آن کودک اينجا کامل به پدر و مادر و معلمش بستگي دارد، اينکه توانايي هايش را بشناسند، در مشکلات بيشتر کمکش کنند و کنجکاوي اش را درباره رشته يي که دوست ندارد به نوعي تحريک کنند و در مشکلاتش همراهي اش کنند. رضايت کودک از روش آموزشي اش تاثيرات مثبت غيرقابل ترديدي در توسعه سلامت، شخصيت، اعتماد به نفس و توانايي او در دوره هاي بعدي زندگي اش دارد. هر چند همه کودکان بايد رياضي بدانند اما روش آموختن به آنها متفاوت است.
 6- در کلاس هاي مونتسوري اصل بر فعاليت گروهي و شناخت توانايي هاي خاص کودکان در سنين متفاوت است. اين کار هم يک کلني و جامعه کوچک را مي سازد که همراه هم و با شناخت توانايي هاي هم کار مي کنند، تحقيق مي کنند و به هم کمک مي کنند و هم هارموني يادگيري درس ها را در کنار تعاون، همراهي، احترام به بزرگ تر، حمايت از کوچک تر، تکرار مسائل آموزشي و سرعت بخشيدن به آموزش به کودک افزايش مي دهد. فراموش نکنيد، کودکي که در کنار خواهر يا برادر بزرگ ترش بزرگ مي شود هم زودتر حرف مي زند، هم زودتر راه مي رود و هم زودتر مي آموزد. 
7- ابزارهاي آموزشي مونتسوري يکي از قسمت هاي مهم اين روش است: کتاب ها، اشيا، آزمايش ها و تجربه هاي کوچک براي کودکان جالبند و اجازه تحرک، مشورت، صحبت با يکديگر، راهنمايي و بازي را حين آموزش گرفتن به کودکان مي دهد. اتفاقي که در کلاس هاي خشک، با حالت معمول(سکوت و دست به سينه) براي بچه ها نخواهد افتاد. کار گروهي و توانايي اصلاح اشتباهات، شجاعت صحبت کردن در جمع، شجاعت پذيرش اشتباهات و توانايي فعاليت در يک موضوع خاص و مطرح کردن هوش را به کودکان مي دهد، زيرا ضعف ها هرگز نبايد پوشيده شوند و مورد توبيخ قرار گيرند، هر کس در اين جهان هوش خاص خودش را دارد.
 8- بازي وسيله اصلي آموزش در روش مونتسوري است. مي شود هنگام بازي يک نکته دقيق علمي يا يک مطلب سخت را به کودک آموزش داد. با اين وسايل حتي مي شود رياضي را به کودک آموخت و استعدادهاي ذاتي کودکان را کشف و تکميل کرد. کودک بايد بداند قابليت جبران و بازگشت به مرحله اول را دارد و هيچ گاه به خاطر درک نکردن مساله يي يا بي تجربگي و ندانستن، نمره نخواهد گرفت و تنبيه نخواهد شد. درست همين جا است که رقابت واقعي شکل مي گيرد و کودک شانس خود را به هر شکلي امتحان خواهد کرد.
منبع :


بر گرفته از مقالات خانم مريم صادقي از روزنامه اعتماد 2/5/87

 



  • صبح
  • باشگاه موفقیت